ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

109

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )

باب سادس عشر اندر سالهاى بنى اسراييليان و ذكر ملوك و علماى ايشان بر اجمال حمزة الاصفهانى گويد : به بغداد بودم در سنه‌ى ثمان و ثلاثمايه مردى يافتم از علماى جهودان ، نام او صدقيا ، و اسفار توريت از برداشت . و از تلميذ وى شنيدم كه دوازده كتاب از كتابهاى پيغامبران بنى اسراييل عليهم السّلام خوانده است ، چون كتاب يوشع بن نون و كتاب سبطى * و كتاب شموييل و كتاب سفر الملوك و كتاب حكمت سليمان و كتاب سلميرا * و كتاب قوهلت و كتاب رعوث * و كتاب سيرث و كتاب ايّوب و كتاب سيرن * و كتاب جوامع حكم اشعيا * و ارميا و دانيال و حزقيال . پس التماس كردم كه ازان مجموعه‌يى مختصر به من فرستد اندر تواريخ . بعد چند روز بياوردند ، اندر شرح خلقت آدم عليه السّلام و تواريخ ميان پيغامبران تا به وقت عمارت بيت المقدّس اندر عهد امير المؤمنين عمر بن الخطّاب رضى اللّه عنه ؛ و ذكر آن در تاريخ مثبت است ، بختنصر * . و همچنين روايت كند از كتابى تأليف بافنحاس * بن باطا العبرانى ، درين باب . پس ما شرح اين كتب و تاريخ جرير بدين موجب نوشتيم ، و اعتبار كرده شد ، اندكى متفاوت بود ، مگر اندر لفظ نامها تغيّر بود از آنچه در تاريخ جرير طبرى است . و اين شكل و همه شرح اين كتابها بعضى اين جايگاه مثبت كرديم ، و باقى در ذكر پيغامبران عليهم السّلام گفته شود . پس تاريخ بنى اسراييليان بعد از موسى عليه السّلام يوشع بن نون به كار بنى اسراييل بايستاد بيست و هفت سال . و بعد ازان به تدبير ايشان قاضيان و عالمان همىكردند ؛ پادشاهى نبود . پس پسرزادگان شمعون و يهودا پيش روى بنى اسراييل بودند و به حرب كنعانيان رفتند ، و به بارق ازيشان ده هزار مرد بكشتند ، و پادشاه را اسير گرفتند تا به اورشليم ، به زندان اندر بمرد . و بنى اسراييل اندر معاصى كردن ايستادند و بتى را همىپرستيدند كه نامش بعل بود ، و دست از طاعت بازداشتند . و آنست كه خداى تعالى در قرآن مجيد مىگويد : أَ تَدْعُونَ بَعْلًا وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ « 1 » پس خداى تعالى الياس را عليه السّلام نبوّت داد بريشان . و قبول نكردند . الياس ستوه شد و بر ايشان دعا كرد و پنهان شد . خداى تعالى سه سال

--> ( 1 ) Sure 37 , Vers 125 .